دیگه وقتی وارد زورخونه میشی دور تا دورشو که نیگا میکنی یه پهلوون نیست، دیگه وقتی دور تا دورتو نیگا میکنی یه بامرام نیست، دیگه وقتی گذرت به زیر گذر بازارچه میوفته کسی حافظ جونو مالو ناموس مردم نیست، فردین که مُرد معرفتو برد از راهو رسمشم فقط یه عکس موند رو دیفال مردم.

اسمش که هست، معرفتو میگم ولی ندیدم دسته کسی شاید مثل ضامن‌داره که نباید از تو قلافش بیاد بیرون و گرنه دردسر میشه واسه صاحابش، حالا که اسمشم نیست کاش یه جا خاکش میکردن حداقل سالی به سالی یه سالگرد واسش میگرفتن میگفتن دادا ایشون که زیر خروار خروار خاکه معرفته یه زمانی آقایی بود واسه خودش یه تار موش قده یه دسته چک الان میارزید.

آی معرفت گفتن شما دُر گران بهایی که به هر کس ندهندش ولی شما بیاوو باش بزار مردم ببیننت بگن هست، حالا از قلافتم در نیومدی ما میگیم بازم شکر که هست.